قاب گوشی

فعل و عمل،از اوست از دوست

فعل و عمل،از اوست از دوست

روز یکشنبه بود که یکی از دوستان بزرگوار متن نوشته شده توسط حمید رضا رو قرائت میکرد،از متن که بگذریم  صدای شیوا و قدرت کلام گوینده باعث تاثیر هرچه بیشتر متن میشد . در مورد متن چیزی برای نوشتن ندارم ، اما زیباست ، یعنی قضاوت با شما . خیلی چیزها برای گفتن داره که شاید من نتونم درست بیان کنم اما خود متن بهترین راوی ، برای این دالان بی انتهاست.

 

به نام خالق وجود

فعل و عمل

هر چه را که نعمت وجود بخشیدند در او حرکت را نهادند . و حرکت چیست . گاهی حرکت در معنا و مفهوم است و گاهی نیز در فیزیک . حرکت هم موجب سیر موجودات از کیفیتی به کیفیتی دیگر است و هم موجب انتقال آنها از مکان و زمانی به مکان و زمانی دیگر. چه این حرکت ارادی باشد و چه غیر ارادی . شاید بتوان گفت که حرکت چه ارادی و چه غیر ارادی در واقع به نوعی بیان کننده ماهیت افکار و درونیات و انتخاب های آن موجود است . نحوه ی حرکت و سمت و سوی آن ، براحتی آشکار کننده ماهیت صاحبش است . و این انسان است که توان انجام حرکات ارادی را دارد . و باز این انسان است که می تواند حتی حرکات غیر ارادی خود را نیز تحت کنترل خود در آورد . و آدمی مگر جز حرکت کار دیگری هم دارد ؟ کار مگر چیزی جز حرکت است ؟ ما نمی توانیم ارتباطی با جهان پیرامون خود برقرار کنیم (تا بواسطه ی آن نیازهای خود را برطرف نماییم) مگر با حرکت ... . به هر چه که می رسیم و از هر چه که میمانیم در اثر حرکت است . حتی مردنمان هم با حرکت است .

ما در جهانی از جنبش و حرکت زندگی میکنیم و در این عرصه نمی توان انتظار سکون داشت . سکون آیا همان پذیرش حکومت حرکت غیر ارادی نیست؟ در دنیای حرکات غیر ارادی می توانیم خوب بخوریم و خوب بخوابیم مانند گیاهان و حیوانات. آنجا تحت حکومت حاکمی جامد به نام کنش و واکنش هستیم . دروازه های این حکومت به روی غافلان راحت طلب ناامید خوشگذران گشوده است .

فعل و عمل،از اوست از دوست

اما ما انسانیم! و این انسان است که با حرکت از زمین خواب از زمین سراب می پرد به سوی فضای بیدار...فضایی که در آن گردانندگان را می بیند . فضایی آکنده از عظمت ...در پس این رنگ ها شهری نهفته است که جز با حرکت نمیتوان به آن ورود پیدا کرد . دیدار ، شبی را میطلبد تا نتیجه حرکت تو به عروج برسد . و اینجاست که معراج می شود نام حرکت تو . اما این حرکتی نیست که تو بتوانی آن را انجام دهی بلکه این پاسخیست به حرکت های بیشماری که با اراده ی پولادین خویش از تو به ظهور رسیده است . حرکت عظیم. و آیا در حضور حرکت خدا چیز دیگری را میشود حرکت نامید که هر آنچه هست از اوست . معراج! نام عبور از پرده هاست ...و چه حرکتی از معراج بزرگتر...نهایت قدرت انسان آیا چیزی جز کشیدن یک آه است . حرکتی به نام آه... آه صدای حرکت بالهای توست. حرکتی عظیم که تنها از انسان سر میزند...از بالهای خسته ای که هر چه رفته اند نرسیده اند و سرانجام یافته اند که این همه فتنه و طوفان را نمی توان از سر گذراند مگر با نیرویی قوی... با قدرت کامل ، با صاحب کلمه ی قدرت .

کار آدمی به جایی میتواند برسد که پلک ها و قلب و تنفس هم با اراده و اذن او به حرکت درآیند .

حال سوالی که به پیش می آید این است که چرا آدمی که ، خواب است گناه نمی کند...

حرکت من (در بازه ای کوتاه از درد و رنج ، خوشی و راحتی، خنده و گریه و غم و شادی ) را به معرکه ی قضاوت می برند . هیچ حرکتی رخ نمی دهد مگر اینکه انتظار هدفی از آن می رود . حال اگر آن حرکت ارادی باشد بستگی به میزان آگاهی عامل دارد. آگاهی از نتایجی که بواسطه ی آن حرکت رخ می دهد. گاهی پیش می آید که اشتباه می کنیم و نتیجه ای و هدفی که با حرکتمان سنخیت ندارد را به انتظار می نشینیم . و حال آن که این کج فهمی ماست که هدفی غیر منتظره حاصل شده است .

کسی  در مورد پلک زدن غیر ارادی از ما سوال نمی کند همه سوال ها درباره ی آن چشمک های نابجاست که زده ایم . انسان را اگر از حرکت ارادی دور کنی،  بود و نبودش چه ارزشی دارد؟ آیا یک تکه سنگ ارزشش بالاتر از او نیست . که سنگ به ذات خود عمل میکند ولی آدمی...اما به نظر می رسد که تحت حکومت حرکات غیر ارادی درآمدن هم خود خطاست و امری که مورد بازخواست در خواهد آمد .

چشمک

منی که نه می خوانم و نه فکر میکنم که یاد بگیرم و نه می نویسم که یاد بدهم و خودم نیز در اثر این نگاشت یاد بگیرم و نه گفتگو می کنم تا هم یاد بدهم و هم یاد بگیرم دیگر چه اهمیتی دارم...آیا حرکات دیگرم صاحب ارزشند ؟ ما باید به یاد بیاوریم آنچه را که از یاد برده ایم . اما با چشمانی نیمه باز به دنبال سکون و آرامشیم . این چیست که باید به یاد بیاوریم؟ برای تکمیل پازل هدف زندگی باید تکه تکه معما ها را حل کرد . قدم به قدم گام برداشت . با مرکبی که خود را نمی تواند بکشاند نمی توان راه را پیمود . با کلماتی که بیمار هستند نمی توان حرکتی کرد .ذرات تابنده ی ظهور من هستند . راه روشن نمی شود مگر با نوری که از خود من ساطع شود . کلمات بیمار آیا همان هجویات نیستند ؟ آیا سخن لغو بیهوده و بی معنی باطل نیست؟ و آیا هجویات لغو نیستند؟

از قطعه هایی که سر جای خود ننشسته اند روشنایی حاصل نمیشود . در یک مدار الکترونیکی قطعه های سالم باید به درستی در جای صحیح قرار بگیرند تا مدار هدف خود را به نمایش درآورد. و کلمات تنها عبارات تولید شده توسط یک تکه زبان گوشتی نیستند . که زبان هم همین تکه گوشت نیست. اگر زبان همان وسیله های ابراز افکار و درونیات باشد پس کلمات چه هستند؟ همان حرکات؟

 فعل و عمل،از اوست از دوست

نویسنده : حمید رضا عالمی 

دیدگاه‌ها   

 
+7 #3 محمد 1393-11-19 11:33
خیلی زیبا بود مرسی
پاسخ دادن
 
 
+4 #2 محمد حسین نادی 1393-11-17 13:54
پاسخ بهنام:
سلام
نوشته زیبا و کاملی بود خیلی ممنون از نوشته زیبات
حرف خاصی ندارم جز ؛
انسانی که همیشه بی حرکت است و تحت هدایت نفس اماره خویش حیوان صفت است . اما انسان آگاه از فرصتی استفاده کرده برای رسیدن به معبود خویش ، رسیدنی که با ان به همه چیز میرسد و چون خالقی بی نهایت دارد خودش نیز بی نهایت طلب است و تا به خداوند یکتا نرسد دست بردار نیست و در این راه می کوشد وجودش را یکپارچه از هر منکری پاک کرده و در یک کلام تقوا پیشه کند و گویی خستگی راه و موانعش برایش معنایی ندارد و می داند که خداوند وعده داده
وَعَدَاللهُ الَّذينَ امَنُوا مِنكُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّهُم فِي الاَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم... (سوره النّورآیه : 55)

ممنون از دیدگاهت
پاسخ دادن
 
 
+6 #1 بهنام 1393-11-17 08:37
سلام
نوشته زیبا و کاملی بود خیلی ممنون از نوشته زیبات
حرف خاصی ندارم جز ؛
انسانی که همیشه بی حرکت است و تحت هدایت نفس اماره خویش حیوان صفت است . اما انسان آگاه از فرصتی استفاده کرده برای رسیدن به معبود خویش ، رسیدنی که با ان به همه چیز میرسد و چون خالقی بی نهایت دارد خودش نیز بی نهایت طلب است و تا به خداوند یکتا نرسد دست بردار نیست و در این راه می کوشد وجودش را یکپارچه از هر منکری پاک کرده و در یک کلام تقوا پیشه کند و گویی خستگی راه و موانعش برایش معنایی ندارد و می داند که خداوند وعده داده
وَعَدَاللهُ الَّذينَ امَنُوا مِنكُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّ هُم فِي الاَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم... (سوره النّورآیه : 55)
پاسخ دادن
 

نظر خود را با ما در میان بگذارید


تصویر امنیتی
تصویر جدید

اشتراک‌ گذاری

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

رقص روی شیشه

پخش زنده